نکوداشت یاد حسین بهزاد در سومین نشست پژوهش هنر
نگارخانه برگ سازمان زیباسازی شهر تهران با همراهی نشریه تندیس سومین نشست پژوهشی هنر را در 5 خردادماه سال جاری برگزار کرد. این نشست که به نکوداشت استاد حسین بهزاد اختصاص داشت با سخنرانی مصطفی سهرابی، عباس جمالپور و اردشیر مجرد تاکستانی همراه بود و در کنار این نشست پژوهشی، نمایشگاهی از ابزار، اسناد، عکسها، طراحیها و نقاشیهای استاد حسین بهزاد برگزار شد .
اولین و دومین نشست پژوهشی هنر در اسفند 1387 و اردیبهشت 1388 به نکوداشت یاد و خاطره ژازه تباتبایی و ابوالحسن خان صدیقی اختصاص داشت .
در آغاز این نشست سیدمجتبی موسوی رئیس نگارخانه برگ گفت: چهل سال از درگذشت استاد بهزاد میگذرد و طبعاً بسیاری با نام آثار و هنرمند بزرگی چون او آشنا هستند. ولی وظیفه ما و نهادهای هنری دیگر این است که قدمهایی برای شناساندن هنرمندانی نظیر بهزاد برداریم. او اضافه کرد: هر چند که قدمی که امروز برای بهزاد برداشتهایم در حد نام بزگ این استاد نیست، اما تمام توان خود را بر روی این متمرکز کردیم تا با یادآوری خاطرات این استاد گرانقدر و با برگزاری نمایشگاه اسناد، آثار و عکسهای ایشان، یاد وی را زنده نگهداریم. وی با اشاره به نمایشگاه پژوهشی از آثار استاد بهزاد گفت: امیدواریم نمایشگاههایی از این دست که در هر نشست در کنار سخنرانیهای پژوهشی برگزار میشود مورد توجه علاقمندان قرار بگیرد و اگر پژوهشگرانی در این زمینه حضور دارند این مجال برایشان فراهم شود که به این آثار، اسناد و عکسها دسترسی یابند .
وی با تشکر از مجموعهداران آثار بهزاد، شاگردان وی و خانوادهاش گفت: در خلال برنامهریزی برای برپایی این نشست و نمایشگاه، با افرادی مواجه شدیم که با گشادگی خاطر به ما یاری رساندند و از برگزاری این اتفاق خرسند بودند. اما در عوض با کم لطفیهایی نیز از جانب بعضی ادارات که متولی بزرگداشت وی بودند مواجه شدیم که گمان میکردیم ما را همراهی کنند و از این اتفاق خوشحال شوند، ولی در عین ناباوری نه تنها یاریمان نکردند بلکه از سنگاندازی نیز دریغ نورزیدند .
بعد از سخنان مدیر گالری برگ، مصطفی سهرابی، خوشنویس و مینیاتوریست که از دوستان و نزدیکان استاد بهزاد بود از خاطرات سالهای همنشینی با استاد بهزاد گفت .
وی که گردآوری و نگهداری بسیاری از عکسهای برجا مانده از حسین بهزاد را بر عهده داشته است، گفت: باید از شخصیتی یاد کنم که شصتواندی سال از عمر هفتادوچهارساله خود را در خدمت به اعتلای هنر سرزمیناش سپری کرد و آوازه هنر ایران را به گوش جهانیان رساند. وی با برشمردن خلاصهای از بیوگرافی استاد بهزاد گفت: او که در کپی از کارهای کمالالدین بهزاد و رضا عباسی مهارت پیدا کرده بود طرفداران بسیاری پیدا کرد. در آن زمان دلالان هنر، مینیاتور معاصر را ارزان خریده و به نام مینیاتور قدیمی گران میفروختند. بهزاد که در کپی آثار کهن شهرت پیدا کرده بود نظر مشتریان را به خود جلب کرده بود .
بهزاد که به فکر رفتن به اروپا و به خصوص فرانسه افتاده بود به همراه یک کلیمی ایرانی به نام موسیو رابینو که از قضا کلکسیونر نیز بود به فرانسه رفت. او در طی 13 ماه اقامت در فرانسه هفتهای دو روز برای طراحی و مطالعه به موزه لوور میرفت و با اشتیاق فراوان در موزههای لوور و رسای به مطالعه سبکها و آثار موزهها میپرداخت. این باعث تحولی درونی در وی شد که نه تقلید بود و نه مانند کار گذشتگان، بلکه به گفته خودش سبکی نو و ایرانی بود. او توانسته بود از تقلید و شیوة ناپسند آن زمان به درآید. وی یادآور شد که به گفته بهزاد «این سفر سرآغاز طلوع من بود و من شکفته شدم و خودم را شناختم». او پس از بازگشت آماده کار بود. دوست وی حسین علی اسفندیاری تصویرسازی رباعیات خیام را به وی سپرد. بهزاد در طی هشت سال چهل تصویر ساخت. که بعدها همین تصاویر در نیویورک و واشنگتن به نمایش درآمد .
در 1325 شمسی بهزاد توانست به وسیله ملک الشعرای بهار به استخدام موزه ایران باستان درآید که در همین زمان با علی جلالی آشنا شد. مصطفی سهرابی با اشاره به حمایتهای علی جلالی از بهزاد خاطرنشان کرد: او در بدو آشنایی به بهزاد گفت شما باید آثار بزرگ و ماندگاری خلق کنید. باید یادگاری های مهمی از خود به یادگار بگذارید که با دیگران متفاوت باشد. سهرابی تاکید کرد علی جلالی با حمایت از بهزاد باعث شد که او آثار مهم و جاودانه ای خلق کند. تابلوی ایوان مدائن که براساس شعر خاقانی به تصویر کشیده شده و یا تابلوی فردوسی که اکثر داستانهای شاهنامه در والور رنگ آبی به تصویر درآمده است از آثار ماندگار این دوره است. آثاری که در سلامت جسم، پختگی فکر و با حمایت جلالی ساخته شدند ولی اکنون هیچ کدام در ایران نیستند. وی افزود: استاد بهزاد آثار فراوانی مانند شیرین و فرهاد، بوعلی و بیمار عشق، رودکی، ارموی، رباعیات خیام و ... خلق کرده است که بیشتر این آثار برگرفته از ادبیات و فرهنگ ایران زمین هستند .
مصطفی سهرابی در ادامه سخنانش به نمایشگاه حسین بهزاد در 1955 در موزه هنر مدرن پاریس اشاره کرد و افزود: این نمایشگاه نزد فرهیختگان و نشریات فرانسه بلزتاب بسیار مطلوبی یافت به طوری که ژان کوکتو، بهزاد را پیام آور افسونگر از مشرق زمین داستانسرا دانست و آندره مالرو آثار بهزاد را حیثیتی تازه در مینیاتور ایران قلمداد کرد. بازتاب این نمایشگاه در فرانسه باعث شد که در تهران به وضعیت زندگی بهزاد توجه شود. از این رو لایحه ای جهت پرداخت حقوق ماهیانه به مجلس شورای ملی برده تصویب شد که به بهزاد حقوق ماهیانه پرداخت شود. از این زمان است که او توانست کارهای خود را برای خود نگه دارد .
سهرابی خاطر نشان کرد: آثار به جا مانده از حسین بهزاد 289 اثر است که توسط پرویز پسر او در بهمن 1371 به میراث فرهنگی کشور اهدا گردید که هم اکنون در موزه بهزاد در کاخ سعدآباد نگهداری می شود .
عباس جمال پور نگارگر و موسیقیدان سخنران بعدی نشست پژوهشی هنر بود که با بیان اینکه ما وظیفه داریم از غرض ورزی دوری کرده و بزرگان را معرفی کنیم گفت : استاد بهزاد به من آموخت که کمال چیزها را بیاموز و از غرض ورزی بپرهیز. وی حسین بهزاد را بزرگترین هنرمند زمانه ما دانست و با طرح این سئوال که آیا ما می توانیم خصوصیات یک استاد را به طور کامل بیان کنیم یا خیر گفت: استاد بهزاد می گفت: زیبایی هدیهای است الهی و نشانی است الهی و آنجا که خداوند تجلی کند زیبایی همان جا است . این است که در هر زیبارویی خدا را می بینم و تا الهام و حال الهی در من انگیخته نشود نمی توانم آن زیبایی را که دیده ام به روی کاغذ بیاورم. جمال پور افزود: بهزاد یادمان می آورد که اگر بخواهیم خدا را پرستش کنیم باید مخلوقات خدا را دوست بداریم . بهزاد با نگاه به طبیعت روح هستی را میجوید و در نهایت برداشت خود را نقاشی میکند. بهزاد همیشه میگفت ما همه چیز داریم ولی چرا نور را در خود پیدا نکنیم. وی خاطرنشان کرد: نقاشی، موسیقی، تئاتر و ... جلوه های هنر هستند و خود هنر، عشق است . ماهیت هنر عشق است. هر کاری که با عشق انجام پذیرد آن اثر یک اثر هنری است. وی با اشاره به هنرمندانی مانند مولانا، سعدی و حافظ که علاوه بر ادبیات به موسیقی نیز آشنا بودند گفت: حسین بهزاد نیز با موسیقی آشنا بود و سه تار می نواخت. اگر به تصاویری که بهزاد از بزرگان ادب و هنر کشورمان کشیده است با چشم دل، خلوص نیت و فراست نگاه کنید تداخل روح بهزاد با این بزرگان را درک خواهید کرد. اگر کسی با جان مولوی را دنبال کند مولوی زمان خویش خواهد شد. بهزاد نیز وقتی شاهنامه را کار میکرد فردوسی زمان خویش بود. وی در خاتمه خاطر نشان کرد: همه هنرها یکی است. این جدایی یعنی من و تویی. و من و تویی یعنی تفرقه، و تفرقه نیز یعنی بیخردی. هنرها با یکدیگر یکی هستند .
اردشیر مجرد تاکستانی نگارگر معاصر نیز از سخنرانان سومین نشست پژوهش هنر بود وی گفت: بهزاد برای همه هنرمندان نگارگر بعد از خود راهی گذاشته است و هیچ کس در طی این سالها به این موضوع توجه نکرده است. وی افزود: وقتی او فوت کرد بسیار غمگین شدم که چرا هیچ کس برای او کاری نکرد. سالها بعد بر اساس گفته ای از لائوتسه فهمیدم که هرچه پنهان تر آشکارتر. چون آن چیزی که کوشش میکنیم به سر منزل مقصود برسانیم دیگران نتیجهاش را به ما نشان میدهند. خداوند می فرماید من انسان را خلیفه الله کردم. یعنی همه را خلیفه الله آفریدم. پس همه پادشاه هستند. پس چرا بعضی میخواهند پادشاه تر بشوند. این است که هنرمندان بخشی از موفقیت خود را پس از مرگ خود به دست میآورند .
بخل و حسادت و کینهای که پس از فوت استاد بهزاد نسبت به او به وجود آمده بود پس از مرگ او پایان گرفت و بعد از فوت او است که قدر او را دانستند. وی خاطر نشان کرد: بهزاد راهی جلوی پای همه هنرمندان پس از خود گذاشت. من نیز از تمام خطوط او استفاده کردهام و بارها از روی آثار او کپی کردهام. بهزاد مینیاتور ایران را نجات داد. اگز او این راه را نمیرفت هنر مینیاتور ایران از بین میرفت و مینیاتور ما نیمه اصفهانی، نیمه هراتی، نیمه تبریزی و یا تلفیقی از اینها میشد .
اردشیر مجرد تاکستانی در خاتمه گفت: برای من مهم بود که که به اینجا بیایم. درد دل سالهای دراز من بود. زیرا فکر کردم که در حق استاد حسین بهزاد نه نامردی، بلکه نامردمی شده است. زیرا اصلا او را نفهمیدند. اما باید گفت اصلا مهم نیست. زیرا هنرمند مانند گل سرخ خوشبویی میماند که رایحه خود را میپراکند. حالا اگر دیگران بفهمند و یا نفهمند برای گل سرخ هیچ فرقی نمی کند. بهزاد همان گل سرخ خوشبو بود .
در ادامه برنامه قرار بود که نعیم عنقا برادرزاده استاد حسین بهزاد به سخنرانی بپردازد که به دلیل اینکه تحت تاثیر فضای مراسم نکوداشت قرار گرفته بود از سخنرانی درباره شخصیت و آثار استاد بهزاد صرف نظر کرد. گفتني است نمايشگاه آثار طراحی و نقاشی استاد حسین بهزاد ، به همراه عكس، ابزار و اسناد فرهنگي تا روز 20 خرداد 1388 ادامه داشت که بسیاری از این میراث گرانبهای فرهنگ و هنر ایران توسط نعیم عنقا گردآوری و محافظت شدهاند که این آثار و اسناد با وسعت نظر و عنایت ایشان برای برپایی نمایشگاه در اختیار برگزارکنندگان قرار گرفت .
منبع : دو هفته نامه تندیس ، شماره 150