مؤسس کتابخانه و موزة ملی ملک
حمیدرضا حسیـنی
مؤسسة کتابخانه و موزة ملی ملک، که نخستین کتابخانه و موزة وقفی مخصوص ایران، یکی از شش گنجینة بزرگ نسخ خطی کشور، پنجمین موزة تاریخ ایران و همسن کتابخانه و موزة ملی ایران به شمار میآید، یادگاری است از زندهیاد حاجحسین ملک.
حسین ملک در 11 ربیعالاول 1288 ﻫ.ق/ 1250 خورشیدی در تهران متولد شد. خانوادهاش اصالتاً تبریزی و مجتهدزاده بودند. او در زندگینامهای خودنوشت، پدر جد خویش را «ملاابوعلی» فرزند حاجآقا بابا مجتهد تبریزی معرفی میکند.
با این حال، پدربزرگش- «آقا مهدی ملکالتجار تبریزی»- به کسوت روحانیان درنیامد، بلکه در جنگهای ایران و روس به قشون دولتی پیوست و تا درجة سرهنگی پیش رفت. پس از جنگ به تجارت روی آورد و از امتیاز دوستی با میرزا تقیخان امیرنظام (امیرکبیر بعدی) برخوردار شد. امیرنظام در آن سالها پیشکار ولیعهد قاجار در آذربایجان بود. وقتی محمدشاه قاجار از دنیا رفت، در خزانه پولی نبود که با آن ناصرالدینمیرزای ولیعهد را به تهران بیاورد و به تخت بنشاند. ناگزیر به آقا مهدی متوسل شد و صدهزار تومان از او قرض گرفت. آقا مهدی خود نیز به تهران آمد و به پاس خدماتش لقب ملکالتجاری گرفت.
بعد از آقا مهدی، لقب ملکالتجاری به فرزندش محمدکاظم رسید، که خصایل متفاوتی را از خود بروز میداد. در جوانی ورزشکار و نوچة پهلوان ابراهیم یزدی بود. سپس مثل پدر وارد تجارت شد. از سیاست نیز برکنار نبود، و با وجودی که حاجحسین او را «جدیدالباس» خوانده است، طبعی لطیف داشت و شعر میسرود.
چون پدر حسین به مدارس جدید با دیدة تردید مینگریست و آنها را مخل دیانت میدانست، حسین را به مدارس «دارالشفاء» و «صدر» تهران فرستاد تا به تحصیل علوم قدیمه همت گمارد. استادان او «سید محمدعلی مازندرانی» و «میرشهابالدین تبریزی» بودند و گویا با «میرزا ابوالحسن جلوه»، حکیم بزرگ عصر ناصری، هم مرافقت داشت. یک چند هم دور از چشم پدر به مدرسة فرانسوی «آلیانس» رفت تا زبان فرانسه بیاموزد.
محمدکاظم ملکالتجار، از راه تجارت و از جانب املاک وسیعی که در خراسان خرید، ثروت انبوهی برای فرزندانش به ارث گذاشت، و این اساس ثروت حاجحسین ملک بود. او دستیاری پدرش را در ادارة املاک خراسان بر عهده داشت و خود نیز املاکی را بدان افزود. گویا نخستین علقههای فرهنگیاش در سفری که همراه پدر به مشهد رفت، بسته شد. در آنجا به راهنمایی یکی از دوستان پدر با پارهای نفایس حرم رضوی آشنا شد و، بعدتر، به سال 1278 خورشیدی، وقتی در نیشابور نسخهای از دیوان «ابن یمین فریومدی»، شاعر سدة ششم هجری، را به دست آورد، فکر بنیاد یک کتابخانة بزرگ به ذهنش خطور کرد. در این زمان بیستوهشتساله بود.
کتابخانهای که ملک فراهم آورد، ابتدا در مشهد بود و سپس به خانة پدری او، در بازار بینالحرمین تهران، منتقل شد تا در اختیار اهل فضل و دانش قرار گیرد. 6 آبان 1316، خانة پدری خود را در بازار بینالحرمین تهران، به همراه تمام اثاثیه و کتابهای موجود در آن، وقف آستان امام رضاع کرد تا «شعبهای از کتابخانة مقدسة رضویه باشد» و «کافه و عامه افراد سکنة ایران بدون شرعیات ملیت حق استفاده داشته [باشند].» آنچه وقف شد، علاوه بر هزاران نسخة خطی نقیس یا چاپ سنگی، شامل فرشها، لوسترها، مبلمان و تابلوهای نقاشی بود که حاجحسین به عنوان لوازم و تجملات زندگی شخصی از آنها استفاده میکرد. همچنین دو مجموعة کممانند تمبر و سکه میانشان دیده میشد. این آثار ابتدا کنار کتابخانه به نمایش درآمدند و سپس هستة اولیة موزة ملک را شکل دادند.
کتابخانة ملک اکنون، در کنار کتابخانة ملی، کتابخانة مجلس شورای اسلامی، کتابخانة آستان قدس رضوی، کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانة مرحوم آیتالله مرعشی نجفی، یکی از شش گنجینة بزرگ نسخ خطی ایران است و امتیاز آن به نفاست و ارزش هنری آثار است.
برای نمونه، در این کتابخانه، کتابها، قطعات و مرقعاتی وجود دارد که به وسیلة بزرگترین خوشنویسان تاریخ ایران نظیر یاقوت مستعصمی، بایسنغرمیرزا، شاهمحمود نیشابوری، میرعماد قزوینی، علیرضا عباسی، میرعلاءالدین تبریزی، عبدالباقی تبریزی، احمد تبریزی، درویش عبدالمجید طالقانی، میرزا غلامرضا، میرزا شفیع وصال شیرازی، میرزا شفیع ارسنجانی، زینالعابدین اشرفالکتاب اصفهانی و دهها خوشنویس نامدار دیگر نگهداری میشود.
همچنین مجموعة قرآنها، کتب ادعیه و دواوین موجود در کتابخانة ملک- چه از حیث کتابت و تذهیب و چه حتا از نظر تجلید- در زمره نوادر و نفایس آثار مکتوب ایران قرار میگیرند.
به اینها باید کتابهایی را افزود که در حوزة الهیات، فلسفه و علوم مختلف نگاشته شدهاند و نسخههای کممانند یا بیمانندی از آنها نظیر آثار ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی و غیاثالدین جمشید کاشانی از سدة چهارم هجری به بعد در کتابخانة ملک نگهداری میشوند. بدین ترتیب هیچ پژوهشگری در راه مطالعة سیر هنر ایران و اسلام یا پژوهش در خصوص تاریخ و حکمت و علم بینیاز از کتابخانة ملی ملک نخواهد بود.
آثار موجود در این کتابخانه نه فقط نشاندهندة وقت و مال بسیاری هستند که حاجحسین ملک برای گردآوریشان صرف کرده است، بلکه نشان از تبحر او در انتخاب بهترین آثار مکتوب دارند. به گونهای که ملک را نباید صرفاً یک واقف آثار فرهنگی دانست، بلکه از آن فراتر او را باید یک کارشناس بزرگ و خبره در حوزة میراث مکتوب و آثار هنری به حساب آورد.
جالب آن که شم اقتصادی و ژرفنگری حاجحسین بدان پایه بود که اموال زیادی را وقف کتابخانه کرد تا پس از مرگش درآمدی برای توسعة کمیوکیفی آن فراهم باشد. نخستین بار در سال 1325 خورشیدی و سپس در 25 فروردین 1330 املاک و مستغلات زیادی را وقف آستان قدس رضوی کرد و درآمدشان را به کتابخانه اختصاص داد. املاک وقفی در سال 1330 شامل بیست قطعه زمین بزرگ کشاورزی در خراسان و تعداد زیادی دکان در بازار تهران بود.
امروزه این منابع برای ارتقای جایگاه کتابخانه و موزة ملک به کار گرفته میشوند، و از این روست که کتابخانة ملک، سیوهفت سال پس از درگذشت او، دارای نوزدههزار عنوان نسخة خطی، هفتادهزار کتاب چاپی، دوهزاروچهارصد کتاب چاپ سنگی و در حدود چهارهزار مجلد نشریة ادواری است.
حاجحسین ملک در سال های 1331 و 1334 برای چندمین بار املاک و مستغلاتی را وقف آستان قدس رضوی کرد و مقرر داشت، بخشی از عواید آنها به کتابخانه و موزه و بخش دیگر به ساخت و ادارة بیمارستانی در چناران خراسان اختصاص یابد. با این حال، موقوفات او از اینها فراتر میرفت. او، علاوه بر ساخت یک بیمارستان در چناران خراسان، زمینهای بزرگی را وقف امور خیریه کرد. دومیلیون متر مربع از اراضی وکیلآباد مشهد، که به آموزشوپرورش، ادارة مخابرات و شهرداری مشهد هدیه شده، تنها یک قلم از زمینهایی است که وقف امور عامالمنفعه کرده است.
موزة ملک نیز کم از کتابخانة او نیست. در مجموعة سکة این موزه، سکههای همة دودمانهای حکومتگر ایران، از هخامنشیان تا پهلوی، نگهداری میشود. در مجموعة تمبر، صدهزار تمبر تاریخ تمبر در ایران- از آغاز تا امروز- را روایت میکنند. مجموعة هنر لاکی موزه- چه به صورت جلد کتابها و چه در شکل قلمدانهای لاکی- مجموعهای کممانند است، که شاید در ایران نظیر آن را نتوان یافت. همچنین در تالار آثار هنری به تابلوهایی برمیخوریم که برخی مانند تابلوهای کمالالملک غفاری و آقالطفعلی صورتگر بخش مهمی از تاریخ هنر ایران را تشکیل میدهند.
مجموعة اسطرلابها، مبلمانهای پربها و خیلی چیزهای دیگر را افزود و واقفشان را در جایگاه بزرگترین واقف اموال فرهنگی در ایران نشاند.
حاج
حسین
آقا ملک، در 4 مرداد 1351 خورشیدی، در صدویک
سالگی چشم از جهان فرو بست و در حرم امام رضاع به خاک سپرده شد. از او، علاوه بر کتابخانه و موزة ملی ملک، اموال وقفی دیگری را هم نام برد؛ از جمله، دو بیمارستان در چناران و تربت
جام خراسان و بالغ بر شصت
ویک
هزار هکتار زمین
های مزروعی در تهران و خراسان.
منبع : دو هفته نامه تندیس ، شماره 157