countact us
article-report
exhibition
history
main page

"آخرین میراثدار مکتب کمــالالملک"

 

حسینعلی عسگری

استاد علی قهاری در حالی کار را شروع کرده بود که استادان پیشین خود همچون صدیقی سالخورده و توان کار از دست داده و صنعتی مجسمهسازی را وانهاده و خلوتنشین شده بود.
این استاد جوان و خوشطبع، با شوروشوقی وافر این میراث بجا مانده را غبارزدایی کرد و قدم به عرصة تازهای از مجسمهسازیِ فیگوراتیو گذاشت و در این زمینه دست به طبعآزماییهایی با مواد مختلف مانند گل، گچ، سنگ و برنز زد.
استاد، که کمبودی در مجسمهسازی ایران احساس میکرد و ریختهگری را مکمل مجسمهسازی میدانست، یکهوتنها، بعد از بازگشت از سفر اروپا و تحقیقات فراوان در زمینة مجسمه و برنزریزی به شیوههای مختلف، اقدام به راهاندازی کارگاه ریختهگری نمود.
استاد قهاری بیستوپنج سال از عمر خود را صرف تکنیک ریختهگری نمود و بارها در این راه با خطرات و مشکلات گوناگون دستوپنجه نرم کرد. به گفتة خود ایشان: شروع این کار از دیدن مجسمة مفرغی «مرد پارتی» در «موزة ایران باستان» آغاز گردید. او، با مطالعه در شیوة ریختهگری این مجسمه، موفق به زنده کردن و احیای شیوة کهن در ریختهگری مجسمه گردید، که به شیوة «موم گمشده» معروف است. اما ریختهگری در کنار مجسمهسازی استاد بخش کوچکی از خلاقیت و زحمات او بود. استاد قهاری این بار پا را از مرزها فراتر نهاد و مجسمهسازی دوران خودش را از شکل جامدش خارج نمود و با برخوردی متفاوت و شیوههای اجرایی تازه مجسمهسازی را متحول نمود، و این دستاورد او را میتوان از نظر زمانی و مکانی با کشف دوبارة مجسمهسازی توسط رودن همطراز دانست.
اگر بخواهیم تفاوت کار استاد قهاری را در یک نگاه تطبیقی با استاد همعصرش صدیقی مقایسه کنیم، میبینیم استاد صدیقی در دورهای کار میکند که از شکلگیری سبک امپرسیونیسم زمانی نمیگذرد. اما این استاد مجسمههایش را به شیوة نئوکلاسیک اجرا میکند، در حالی که استاد قهاری با هوشمندی و تیزبینی شیوة امپرسیونیستی، که در آثار نقاشی استاد صدیقی دیده میشود، با تعریف و مختصات حجمی در مجسمهسازی فیگوراتیو به اجرا درآورد، برخوردی که به موجب آن منش و احساسات انسانی با ظرافت بیشتری به نمایش درمیآمد و نگاه را به رفتار درونی فیگور معطوف مینمود.
از خصوصیات آثار استاد قهاری استفادة متفاوت از مادهای مثل گل یا گچ بود که، در این شیوه برعکس مجسمهسازی کلاسیک، که ساخت (ساختار) اهمیت داشت، در اینجا ماده و رفتار با آن اهمیت پیدا میکرد و مختصات انسانی، که پیشتر در زیر این ساخت قرار میگرفت، با حرکت سیال ماده در رویة مجسمه با وضوح بیشتری قابل رؤیت شد. مجسمههای استاد قهاری این بار نگاهشان نه به پیرامون و بیرون از خودشان بلکه به درون شناختشناسانة خودشان بود؛ برای مثال، در پرترههایی که استاد از مشاهیر ساخته بود، با توجه به این که نگاه این شخصیتها به سمت بیرون بود، ذهن مخاطب را به درون خود میکشاند و بیننده، پیش از این که به مجسمه بنگرد، وارد ذهن این شخصیتها میشد و درون مجسمه قرار میگرفت، و حال خود مخاطب بود که از دریچة چشمان مجسمه به بیرون نگاه میکرد، و از این طریق بود که با اندیشة این شخصیتها نزدیکی بیشتری مییافت و همدل میشد.
اگر بخواهیم خصلتهای کلی آثار استاد را برشمریم میتوانیم به این موارد اشاره کنیم: اول، داشتن نگاهی اجتماعی، که جزیی از اخلاق و منش استاد بود؛ دوم، داشتن نوعی اکسپرسیو روانشناسانه، که استاد قبلاً این کار را از طریق تکسچر و لغزش حجمها بر یکدیگر و جابهجایی و تغییر نسبتها، حجمها و کشش نامتعارف سطوح نشان میداد، به طوری که مجسمه و محتوا را به شکلی واقعی و گذرا و نه آرمانی قابل درک مینمود؛ سوم، حذف جزییات بیمورد، که استاد قهاری خود در این مورد میگفت، پرداخت بیش از حد به جزییات در یک اثر موجب از بین رفتن خصلتهای انسانی (بیمزه شدن مجسمه) و تجسمی میشود و آن را به سمت کیفیتی دکوراتیو و تا حدی عروسکوارشده و بیاحساس میبرد.
... و در آخر باید به این نکته اشاره کرد، استاد قهاری در زمینة مجسمهسازی فیگوراتیو مدرن نیز فعالیتهایی نمود، که بیشتر این مجسمهها در کشور آلمان ساخته شده و نگهداری میشود.

منبع : دو هفته نامه تندیس