هفتمین نشست پژوهشی هنر، با عنوان نکوداشت استاد علی قهاری، بعد از ظهر سهشنبه، 7 مهر در محل نگارخانه برگ برگزار شد .
علی قهاری از جمله هنرمندان صاحب سبک و صاحب نگاه در مجسمهسازی معاصر ایران بود که در 1305 در کرمان متولد شد و در 1378 در تهران درگذشت. آثار متنوع او، از جمله مجسمه زکریا رازی و سردیس مفاخر ملی، هماکنون از جذابیتهای فرهنگی شهر تهران و برخی موزهها به شمار میروند .
در این مراسم، که هر ماه به اهتمام نشریه تندیس و گالری برگ سازمان زیباسازی شهر تهران برگزار میشود، ابتدا چند تن از صاحب نظران درباره این شخصیت فرهنگی و هنری به ایراد سخن پرداختند. هادی سیف به عنوان اولین سخنران گفت: داستان آشنایی من با زندهیاد علی قهاری برمیگردد به توصیه و درخواست استاد علیاکبر صنعتی، که از من طلب کرد با این هنرمند گوشهنشین و خلوتنشین به سخن بنشینم .
او ادامه داد: وقتی با زندهیاد قهاری روبهرو شدم، سالهای آخر جدل ایشان با بیماری ریوی بود، که به واسطه کار زیاد در کارگاه ریختهگری خود، دچارش شده بود .
این پژوهشگر تاریخ هنر معاصر سپس به خواندن مقالهای تحت عنوان «آن صبح آدینه دیدار» پرداخت و در طی آن به وجوه شخصیتی علی قهاری اشاره کرد: علی قهاری همیشه دل میسوزاند و دوست داشت خودش باشد. هیچ وقت از چگونه آمدنش به مجسمهسازی حرفی نزد و سعی کرد از پاسخ دادن درباره تواناییهایی که داشت فرار کند، و من ایمان دارم که این خصلت او به دلیل گریزان بودنش از منمزدنها بود .
سیف به نقل از زندهیاد قهاری گفت: او کارگاهی را که روز و شبش را در آن سپری میکرد، زمین بازی کودکی سالدیده میدانست و میگفت، اغلب پناه میآورم به اینجا و بعد به زمین بازی دیگری میروم که اسمش زندگی است .
وی در ادامه مطلب خود افزود: وقتی مجسمه خیام را با آن عظمت و ظریفکاری میدیدم، در این فکر بودم که قهاری در ساخت این مجسمه چه جدلی داشته است با عشق. همان طور که خودش میگفت، من با هر تیشهای که به سنگ زدم و مجسمهای را ساختم، قبلاً وضوی عشق گرفتم و گریان التماس کردم که تنهایم نگذارند و دستم را بگیرند. اما هر چه کشیدم از آتش این کوزه و ذوب کردن این آهن بود که ریهام را به آتش کشید و امروز نه نفسی مانده و نه هوایی .
او، همچنین با تأکید بر اهمیتی که قهاری به استادان خود میداد، عنوان کرد: او همیشه میگفت، من مرید ابوالحسن صدیقی بودم و علیاکبر صنعتی رهبرم بود. چه بسا که هیچ گاه جرأت نکردم در محضر اساتیدم از مجسمهسازی سخن بگویم، و وقتی صنعتی به من گفت استاد شدهای، از مقابلش فرار کردم، چون تاب شنیدن تعریف نداشتم. صنعتی من را با آرمان هنر در خدمت جامعه آشنا کرد تا در مسیر خود جز در راه اعتلای فرهنگ خاکمان گام بر ندارم .
عباس مشهدیزاده دیگر سخنران این محفل فرهنگی بود که سخنانش را به نحوه آشنایی با استاد قهاری گره زد و گفت: علی قهاری از گروه مرکز پربرکت سیدعلیاکبر صنعتی و ابوالحسن صدیقی است که من او را از سالهای 1335-1336 میشناختم. و این در زمانی است که قهاری دوازده سال را نزد مرحوم صنعتی شاگردی کرده بود. من در همان ایامی که آخرین سالهای تحصیلی خودم را در هنرستان میگذرانیدم با مردی بسیار موقر آشنا شدم که برای آموزش تکثیر مجسمه به هنرستان آمده بود .
وی در ادامه افزود: قهاری پایهگذار و مدرس تکثیر مجسمه از روی اصل بود. او هنگامی که میدید یک مجسمه تنها میتواند در دسترس افراد ثروتمند و توانمند قرار بگیرد، خواست با ایجاد مدلینگ و تکثیر همه را از داشتن مجسمه بهرهمند کند .
مشهدیزاده خاطرنشان کرد: قهاری قربانی آلودگی محیط کارگاهش شد و خطر برنزی کردن مجسمهها را به جان خرید، تا حدی که دود کوره و متصاعد شدن گازهای کارگاهش، ششهای وی را از بین برد. اما فراموش نکنید که امثال قهاری راه را برای مجسمهسازی باز کردند و از تاریخ این سرزمین سخن گفتند، و ای کاش آنها امروز بودند و میدیدند که این راه باز شده است .
در ادامه این مراسم فیلمی در خصوص استاد قهاری به نمایش گذاشته شد که توسط فرزند ایشان (سعید قهاری) تهیه شده بود. این فیلم با مدت پانزده دقیقه برشی کوتاه از زندگی و آثار این هنرمند فقید را به نمایش میگذاشت .
در انتهای این مراسم آقای عباس جمالپور به عنوان یکی از دوستان نزدیک استاد قهاری به پشت تریبون فرا خوانده شد و ایشان با ذکر خاطرهای مراسم را به انتها رساند. سپس از حاضران جهت افتتاح نمایشگاه دعوت به عمل آمد .
نمایشگاه استاد قهاری در بر گیرنده تعدادی از آثار حجمی شامل پرتره مفاخر ملی و تندیس حیوانات به همراه چند نمونه از آثار طراحی و نقاشی و عکسهای شخصی بود که به لحاظ پنهان ماندن در موزهها و گنجینههای شخصی، در نمایشگاه بسیار مورد توجه قرار گرفت. این نمایشگاه تا 28 مهر در محل مذکور ادامه خواهد داشت. گفتنی است در این مراسم بنا بود آقای حبیبالله آیتاللهی و خانم مهین نورماه به ایراد سخن بپردازند که به دلیل درگذشت یکی از بستگانشان، این سخنرانیها انجام نپذیرفت .
منبع : دو هفته نامه تندیس