countact us
article-report
exhibition
history
main page
خوشنویسی و نوگرایی در بستر سنت

نگارخانه برگ سازمان زیباسازی شهر تهران و دوهفته‌نامه تندیس با همکاری موزه ملی ملک، ششمین نشست پژوهشی هنر را در 10 شهریورماه سال جاری برگزار کردند .

این نشست که با موضوع «خوشنویسی و نوگرایی در بستر سنت» برگزار شد، با سخنرانی استاد غلامحسین امیرخانی و سیدمجتبی حسینی همراه بود .

در آغاز این نشست که با حضور جمع کثیری از خوشنویسان کشور برگزار شد، استاد غلامحسین امیرخانی با ادای احترام به حسین ملک، موسس موزه ملک گفت: حیرت‌آور است که این مرد با چه بصیرتی توانسته آثار چنین با ارزشی را گردآوری کند. در فرهنگ و هنر کشورمان کمتر چنین افرادی را داشته‌ایم که ازآثار هنری حفاظت کنند و نسل‌های پس از خود را تربیت نمایند. به همین دلیل جا دارد که این افراد را الگو بدانیم. جوانانی که می‌خواهند راه رشد و تعالی خود و جامعه را هموار کنند باید آقای ملک را الگوی خود بدانند .

وی سپس درباره موضوع اصلی نشست یعنی خوشنویسی و نوگرایی در بستر سنت گفت: در مورد «سنت و مدرن» مطلب بسیار شنیده و خوانده‌ایم، ولی در بررسی سنت و مدرن، کمتر موفق شده ایم ترتیبی که رشد و هماهنگی هر دو مسئله را مورد توجه قرار دهد دست یابیم. وی سپس به خاطره‌ای اشاره کرد و گفت در سال 1345 آقای بریرانی برای تکمیل تحصیل هنری خود به پاریس رفتند. به عنوان سوغاتی، ایشان چیزی گفتند که برای ما تازگی داشت. ایشان گفتند که در منزل استادشان که خانه محقری داشتند به دنبال دیدن نقاشی‌های غربی و به خصوص هنرمندان فرانسوی بودند، اما هیچ اثری را در این خانه پیدا نکرد .

آقای بریرانی گفتند : تنها آثار هنری که در منزل این استاد فرانسوی دیده عبارت بودند از قلمدان، مینیاتور، پارچه‌زری، قطعه‌ای خط. بریرانی پرسید شما که در مرکز هنر جهان هستید چرا در منزل‌تان فقط از هنر ایران کار هنری نگه داشته‌اید. استاد گفت: برای من که عمیقاً با هنر سروکار دارم این هنرها سکرش هیچ وقت تمام نمی‌شود .

امیرخانی در ادامه افزود: سنت و مدرن تبدیل به یک کشمکش شده است که به نفع فضای فرهنگ نیست . نبود نقد و نظر هم باعث شده است که در این کشمکشی راهی گشوده نشود. ابتدا نیاز به شناخت است. شناختی که به هنر ما کمک کند .

وی سپس با اشاره به وجود 1057 نسخه فهرست نشده از آثار ایرانی در دانشگاه پرنسیتون در نیوجرسی آمریکا گفت: آیا ما امکان این را داشته‌ایم که این‌ها را مطالعه کنیم. منظور من شناخت است. آیا این شناخت را داریم که این‌ها را بشناسیم. وی خاطر نشان کرد: ما که می‌خواهیم در مورد هنرمان قضاوت کنیم و به هنر و فرهنگ‌مان علاقه و ارادت داریم آیا بدون شناخت این کار امکان‌پذیر است؟

امیرخانی در ادامه گفت: قضاوت ما به اندازه بضاعت ماست ولی در این مورد هم، به خصوص در قسمتی که هنرمندان ما به سلوک هنری مشغولند خیلی کم می‌توانند مطالعه کنند وبه عنوان پژوهشگر بتوانند فعالیت کنند. جایگاه این‌گونه بررسی‌های همه جانبه در هنر ما خالی است .

وی با اشاره به سوابق خود به عنوان داور در جشنواره‌های خوشنویسی ترکیه گفت: تراز اول‌ترین و زیباترین آثار میرعلی در استانبول است و ما در ایران حتی یک عدد هم نداریم،‌که اگر میرعلی نبود میرعماد نمی‌توانست میرعماد شود. خط‌های دلکش و دلربا که هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. ما به عنوان یک میراث ارزشمند از دیدن آن‌ها سیر نمی‌شویم ما باید از این سرچشمه گوارا روح خود را شستشو بدهیم. این مهم نیست که سلیقه ما چگونه باشد زیرا شاخه‌های متعدد هنری که در سرزمین ما آن‌قدر زیاد است که ما می‌توانیم با هاضمه خود تشنگی‌مان را برطرف کنیم. ما می‌توانیم آجری به این کاخ با شکوه هنری اضافه کنیم .

وی خاطر نشان کرد: انسان‌های تراز اول جهت زندگی را تغییر می‌دادند مثل گوگن در امپرسیونیسم، اما حالا به قدری تغییر کرده که قابل خط‌کشی نیست. در هر دقیقه و ثانیه اتفاقی در جهان می‌افتد که نظر ما را تنظیم جدید می‌کند .

به نظرم سنت و مدرن در قرن شانزدهم قابل تقسیم‌بندی بود اما در دوره اخیر نمی‌توان این کار را کرد. وی در خاتمه گفت : من به عنوان خادم هنر این سرزمین پیشنهاد می‌کنم، از طریق فرهنگستان هنر به صورت ادواری و متناسب از همه صاحب‌نظران دعوت کنیم که صحبت کنند، اظهارنظر کنند ؛ مجموعه‌ای از اظهارنظرها که چگونه خود را بسنجیم و چگونه سرمشق بگیریم که تقلید و تکرار نباشد و چگونه جریان رو به رشد هنر را تبدیل به وضعیتی نکنند که جا برای کسانی باز شود که بیشتر ادعا می‌کنند تا این‌که واقعاً صاحب فضیلتی باشند .

سخنران بعدی این جلسه سیدمجتبی حسینی بود که در آغاز سخنرانی اش گفت: یکی از اساسی ترین پرسش‌ها در مسیر تطور و تداوم هر پدیده کهن در مواجهه با اقتضائات متغیر جهان، در یافتن نسبت و رابطه‌ی چندی و چونی گذشته و حال آن پدیده است. و درست به همین دلیل است که در سال‌های اخیر بسامد این پرسش از خوشنویسی افزایش یافته چرا که مخاطبان خاص و عام این هنر کهن گاه می‌پندارند که رنگ گهنکی بر این سیمای نورانی اندک اندک به رؤیت می‌رسد و مبادا که روزی طراوت خیره کننده‌ی خود را در پیش چشمان ما دربازد !

وی در ادامه گفت: در نظام آموزشی قدیم با تقویت هاضمه‌ فرهنگی و تعمیق فهم هنری و دست پا زدن به آزمون و خطا در محضر معلم، نسبت سنت با نوآوری و درک و تبدیل به معرفتی می‌شد که هنرمند نه تنها از نوآوری و پرسش درباره آن باک نداشت بلکه خود به استقبال نوآمده می‌رفت و این اصل که نوآوری پاره‌ای از تن سنت است به تغافل پرده نمی‌شد. بخصوص در حوزه‌ تمدن ایران که به دلیل گستردگی اقلیم، تنوع فرهنگ، سرشاری تاریخ و نبوغ انسان اگز سنتی بی‌روش و برپایه‌ باور بدون پرسش و عدم تطبیق با زمان و مکان و توانایی روزآمد شدن می‌بود نه تنها پذیرفته نمی‌شد بلکه در بستر تاریخ امتداد نمی‌یافت و به مرتبه‌ سنت شدن نمی‌رسید .

افتخار است این‌که در سنت هنری ایران چنان گریزی نهفته است که در کارخانه‌ اعجاب‌انگیز آن صفاتی متمایز و متضاد، به امتزاج می‌رسد، برای تجربه در مواجهه دوباره با آثار این فرهنگ این موارد را جستجو کنیم: انعطاف‌پذیری در عین استواری، رهایی در عین نظم و تقید، خلاقیت در عین محدودیت، و شاهدی و دلربایی در عین مستوری و پرده‌نشینی. در چنین ساختار پیچیده و هنرمندانه‌ای پذیرفتنی است این‌که نوآوری رقبتی نداشته باشد؟

گفتنی است در کنار این نشست پژوهشی نمایشگاهی از آثار نفیسی خوشنویسی محفوظ در موزه ملی ملک شامل آثار از میرعماد الحسنی، درویش عبدالمجید طالقانی، میرزا غلامرضا، اشرف الکتاب، بایسنقر میرزا تیموری و... افتتاح گردید که این نمایشگاه تا 19 شهریور ادامه خواهد داشت .

   

 

منبع : دو هفته نامه تندیس ، شماره 157