countact us
article-report
exhibition
history
main page

نقاشــی محــض

منوچهر کلانتری

در آبستراکسیون هندسی (به تعبیر نقاشان دهههای 30 و 40 تاریخ فرنگی)، نقاشی محض، کانونبندیهای پنهان، حرکت سنجیدة موتیف از کانون به اطراف یا گشتن حول محور کانون، از بالا نگریستن به سوژه یا دیدن سوژه در طیف تیرة خیال، جهتگیری طرحها به سوی عمق هسته یا گریز از هسته، از مشخصههای بارز اثر هستند و از رنگ برای پوشاندن یا آرایش سوژه استفاده میشود، به نوعی که بیان مستقیم و جلوة واقعیتهای مأنوس از اثر گرفته شود. آبستراکسیون آزاد در تغییر زیرساختها و نمودهای نقاشی، نقشی مهم داشته است. در این سبک، آزاد بودن از جهات دید و رهایی از قید طرحهای بسته و هارمونی رنگ و ایماژپردازی، اساس کار است و رنگ به عنوان عنصری مهم در فرم نهایی در خدمت حساسیتهای غریزی نقاش قرار میگیرد. حال با توجه به وصفی کوتاه از آموزههای آبستره به تابلوهای شهوق نگاهی گذرا میاندازیم: نقاش کوشیده از بیان مستقیم و از صورتهای بازسازیشده در ذهن، از فرمهای مأنوس تابیده در شعور آگاه و ایماژهای رؤیایی، بپرهیزد و به آبستراکسیون هندسی یا نقاشی محض بپیوندد. اما آثار او از حساسیتهای عاطفی و از جلوههای کموبیش عینی و آرایشهای عمدی برخوردار است، به گونهای که پیگیری زوایای دید و اندازهگیری ذهنی از انگیزشهای موضوعی و فصلی و بررسی حدود کوشش برای موتیفسازی یا شخصیت دادن به تم اصلی امکانپذیر است. البته، بازیابی عواطف نقاش و جهت سیروسلوک وی در وادی طرحهای سنجیده و هارمونی رنگ در نگارههایی که انگ محض بر هر یک نهادهاند، از ارزش کارش نمیکاهد؛ چون از خصایص سبک آبستره هندسی، نسبتیابی و توازن طرحورنگ و تعادل بخشیدن به موتیفهاست، که با خصایص نگارههای سهبُعدی قرابت دارد. بنابراین، پرهیز از حالتپردازی و فضاسازی برای ایدة مکتوم دشوار است و طرحهای بسته در هر فرم، به مدد رنگ به تصویر نوعی ایماژ میانجامند. بنابراین، شهوق، مانند نامداران مکتب آبستره، از تأثیر دیدهپردازیهای متعدد سبک بیبهره نمانده است.

* این نوشته مربوط به یکی از نمایشگاههای چنگیز شهوق در 1372 است.

منبع : دو هفته نامه تندیس