countact us
article-report
exhibition
history
main page

دوئت برای: چنگ ــ چنگیز

خشایار فهیمی

                      کیست که بتواند آتش بر کفِ دست نهد
و با یادِ کوههای پربرفِ قفقاز خود را سرگرم کند.
ویلیام شکسپیرــ ریچاردِ دوّم

سرعتِ ذهن، گاهی دلیلِ شکستنَست؛ مثلِ دیوار برای صوت.
آوانگاردیسمِ چنگیزِ شهوق، از همین لانه است که پَر میگیرد و لاشه نمیشود. یعنی:
سرعتِ جنونهای او بر زمان نمیتابد.
و این رفتار، تو را محکوم میکند؛ عینِ هوشنگِ ایرانی برای شعر ـــ محکوم امّا از آنتولوژی محروم نمیشود، نیست؛ یا حتّا تنها جایگاه و گاهِ اوست.
شهوق را بیشتر در جمع و جمعخانی شناختهاند؛ که معمولن برای برپایی: پایی بود؛ چون دانسته بود:
تفریق، در جمع واضح میشود.
واضحتر: شهوتِ شهوق در آوانگاردیسم، در چشمهایَش که میریخت: رویش حجم را در رویَش میخاست؛      
یعنی حجم را از درون کم میکرد؛ یعنی مراقبه.
پس: مراقبت میکرد ـــ عمیقسازی.
و این، عقیمسازی نیست. حتّا اگر همیشه تجسّم، چیزی از تجسّد دارد، که رفتاری دینامیک را استاتیک میخاهد؛ در مرزی پلاستیک، زیبایی را دچار میکند؛ عینِ خردهشیشههاش در بریدنِ چشم.
یا حینِ زیست: طلق/ طلاق؛ یا اُفتِ تاریخ که تأثیرِ آفَت میکند.
امّا در برآیند: مخلوق     عجیبَست
مخلوقِ مخلوق    عجیبَت میکند

: شدّتِ حضورِ جهان، ردهاییست که مردود و دود نمیشوند ـــ شدّتِ حضورِ شهوق، جهان را تراشیده است.

و انگشتهای چنگ در صدای چنگیز، وقتی شنیدند:
همیشهی او در حمله به قلبها معماری میگرفت؛
روی حملهی قلب: معماریَش جدید شد.

اردیبهشت/ 1389

 

منبع : دو هفته نامه تندیس