countact us
article-report
exhibition
history
main page

چهرهی اَهرامِ منوچهر

خشایار فهیمی

خشایار فهیمی
من در مقایسه میمیرم
افشین دشتی

نامها در شیواییشان از هم تفاوت میگیرند ـــ شبیه شیبانی.
منوچهر شیبانی همیشه، در تفاوتهاش، خاص میمانَد؛ یعنی: او در هستیشناسیی فیزیکی/ متافیزیکی در مقایسهی محدود و معدودی با جهان معادله میسازد.
در جهان، جانهایی زیستهاند که معمولن در جستوجوی ربطها بودهاند ـــ ربطهایی از بیارتباط. امّا چون هیچچیز به هیچچیز بیربط نیست، آن که کشف اینها میکند، خود مربوطهایی ماورایی دارد؛ حتّا وقتی میداند: عقربهها در رگهاش عقربَند.
اغلب: نامهای در این معماری، وحشتِ حیات را در جسارتهایی رام خاستهاند که هرکدام در هیأتِ خود، دام بودهاند.
و آنکه خاسته است، نخاسته است: کثیر را دفنِ باد کند.
ـــ رفتارهای موازی در کجا تلاقی میکنند.
رفتارهای موازیی شیبانی روی فرهنگ و هنر، شیبی به آن کجا داشته است.
و همیشه دانسته بود: آن انتها، از همین ابتداست. پس: معضل تکبعدیی، مثلن، شاعر را عزل کرد و در نقّاش نصب خاست؛ و دید: برعکس/ برعکسها. یا طرح چهگونه در نمایش، نیایش میکند ـــ یا موسیقی میکند.
و این رفـتاریست سمفونیک؛ که چند نواختَ‌‌ست، امّا چـندنواخت نیست، در گـوشهای تو؛ و ایجادِ واحد میکـند ـــ معماری. که «شعرهای شیبانی، نوعی نمایشنامهی منظومَست؛ یا نوعی شعرِ نمایشیست.»1
این ترکیب، با حفظِ تفکیک، کشفِ آن در آنِ دیگرَست ـــ که تحرّکی عارفانه است؛ شبیه سماع؛ حرکتی توأم: وضعی و انتقالی؛ و شیبانی نیز در همین وضعها، انتقال میکند.
پس: تمام آنچه نامِ او را بیقیاس میکند، رفتارِ نامِ اوست در توجّه به جهان؛ و در مفصلهایی از بیانهای دراختلاف که بـیانیهی او بـود؛ و فکر کرده بود: «این نجوا، ناقوسِ مرگ میزند در گوشِ بینوا»2
هِرمها برای عبورِ نور، صفتِ منشور میگیرند ـــ شبیه شیبانی برای عبورِ زیبایی.
در زیـباییی عبور، همـیشه اتّفاق، افقی شعرانی خاسته است.
برای منوچهر شیبانی خاستند: کلمهای در هوا بخابد.
خرداد- 1389

1. اسماعیل نوری علاء، صور و اسباب در شعر امروز ایران، سازمان انتشارات بامداد، فروردین 1348، ص 397.
2. جنگ طرفه، شمارهی2، منوچهر شیبانی، از شعرِ «لیوان شکسته»، ص 113.

منبع : دو هفته نامه تندیس