countact us
article-report
exhibition
history
main page
درآمدی بـــر روزگار خـــط

امیـد محکمی
سـودای زلـف حـلقه بیرون درشـود
در هر دلی که ریشه دواند خیال خط

داستان روزگار خط و سیر تطور تاریخی آن از ابزاری جهت ثبت دانش شفاهی به پدیدهای بر چکاد خیال هنرمند، حکایتی است بس شگفتوشنیدنی. فرایندی است درازمدت و کُند و پیچیده، که شرحی افسونکننده دارد؛ ماجرایی که از تاریخ خود آدمی جدانشدنی است و هنوز بسیاری از وقایع مهم آن ناشناخته باقی مانده است. سابقة تاریخی خط در ساحت نوشتار، فاقد هر نوع تقسیمبندی، به بیستهزار سال و با لحاظ نظامهای مدون ساختارشناسی به ششهزار سال بالغ است. تاریخ سنگنبشتههای موجود در مصر و بینالنهرین به هزارة چهارم پیش از میلاد میرسد.
از صدر آغاز تا ذیل اکنون، طبیعت مواد خام مصرفی روزگاران خط را مهیا ساخته است.
اوستای زردشت را بر دوازدههزار پوست گاو بنبشتند و افسوس آنچه امروز بجا مانده، یکپنجم از اصل آغازین است. این نقل حتا در شمایل اسطورهمحور خود نیز حماسهای است.
نقر خطوط هیروگلیف مصری بر سنگ، ثبت اسناد مالکیت زمین در هند بر استخوان، برگ نخل و پوست درخت، یادداشتبرداریهای یونانیان بر صفحات فلزی و دهها مادة دیگر، همهوهمه مبین گستردگی و شوق ابنای بشر بر مکتوب و محفوظ داشتن اندیشه است.
از گذشتة بسیار دور، که گروهی از برگزیدگان هر جامعه وظیفة خطیر حفظ اطلاعات در حافظة خود و انتقال سینهبهسینة دانش بشری به نسل بعد را بر عهده داشتهاند، تا دیروزِ نزدیکتر، که کاتبان و خوشنویسان میراثدار این وظیفه بودند تا امروزِ روز، که جریان آزاد اطلاعات، دنیای مجازی، ماهوارهها و ابررایانهها با حافظههای سخت و چندصد گیگابایتی، این مهم را بر دوش گرفتهاند؛ آبگینة خطوخطاطی با چه سنگها همنشین بوده و چه صبرها چشیده؛ دورانی سراسر نیشونوش.
با پذیرش اسلام از سوی ایرانیان در پسین سقوط دولت ساسانی، هنر ایرانی خود را آمادة باشکوهترین پیوند تاریخی دوران میساخت؛ پیوندی عمیق و متقابل، که با روی کار آمدن اُمویان و گسترش هنر اسلامی، زمزمة ضمنی آن آغاز و با اقتدار عباسیان، به سال 1313 ﻫ.ق، در عراق منجر به نُضج یک شیوة هنری کاملاً ایرانی شد.
سلام روح ایرانی بر اسلام همانند چندبارههای دیگر تاریخ از حضوری بیرونی و بیگانه، جانانهای درونی پدید آورد زبانزد اهالی فرهنگور. این سلام تمامی عرصههای صحن بسیط هنر ایرانی را درنوردید و مبدأومنشأ تحولی سترگ گشت، خاصّه خوشنویسی، که نه تنها هنری بیبدیل، بل بیانیهای است باشکوه از فرهنگ جذبه و جدّ نیاکان ما به وحدت و کمالگرایی؛ همو که خاطر تمدن انسانی در سپیدهدم تاریخ هم از ایرانی به یادویادگار دارد.
با هر سنجه و معیاری خوشنویسی ایران وامدار تاموتمام کلام کامل وحی است. با توسعة روزافزون قلمرو امپراتوری جدید و فتوحات مسلمانان- که گاه از اسپانیا تا جنوب شرقی آسیا را شامل میشد- نیاز به طرح مبانی و انتقال مفاهیم بنیادین اسلام ناگریز مینمود. منبع ساری و جوشان این مفاهیم کتاب آسمانی، و ثبت و دقیق، صحیح و به دور از خبط و خطای این سرچشمة جلیل اولین رسالت خوشنویسان و کاتبان وحی قرار داده شد.
رسالت دومین، کتابت کلام وحی به شیوه و قاعدهای در شأن و منزلت صاحب کلام.
در پایان سدة سوم هجری و آغاز سدة چهارم، اصلاح خط عربی و در غایت اَمَل، کتابت کلام وحی با دو شرط صفای باطن و جلای ظاهر، یکی از چند نتایج مبارک این یک چراغی بود، از این گونه عصری، حُسن خط ورای یک مهارت، بالیدن گرفت. وه! چه بوالعجب کاری پیش دست و روی خوشنویس استاد قرار گرفت. از یک سو، خوشنویسی در ساحت هنر نیازمند فردیتی اعلا و نیل به لهجة شخصی است و از دیگر سو، میبایست به دور از شائبة مُنْیَت و مَنیّت رخ از نقاب برگیرد. این جمع اضداد، پیداوپنهانِ در مشقومشقّت و ایجاد وحدت در عین کثرت، کارستان بدیعی است که دُرّ خوشنویسی را به کمالی دیریاب بدل میسازد.
تا رسد یاری به یاری صبر باید روزگاری ...
خوشنویسان و کاتبان دیرزمانی است یکّه و بیهمتا کاربردی قرین هنر این خاک خسته را در قاطبة رگ و پی زندگی مردم وارد ساختند. از مساجد، که بزرگترین کانون ثقل اتفاقات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی جوامع اسلامی بودهاند، تا بشقابهای بجا مانده از سدة سوم هجری در نیشابور و سایر تزئینات ریزودرشت، جملگی میدان شیدایی و هنرمندی آنان بوده است.
خط کوفی ابتدایی، به سبب خوانایی نسبی، انتخابی مناسب برای کتابت کلام وحی به شمار میرفت. پس از اسلام، ایرانیان بر دین مبین و تغییرات طبیعی حاصل از این جایگزینی و پذیرش، قریب پنج مورد (به طور پراکنده) خط کوفی و مشتقات تزئینی آن، خط معمول و مألوف برای نوشتن قرآن و کتیبههای تزئینی بناها یا وسیلة آرایش اشیا در ایران بود. لکن به دلیل زمختی و عدم ظرافت و کرشمة مورد پسند روح هنرورز ایرانی این خط تا حدودی از چشموچراغ ذوق و سلیقة ایرانی جدا افتاد.
علیرغم تلاشهایی که منجر به خلق شاهکارهایی همانند کتیبههای خط کوفی گلدار موجود در مسجد جامع نایین شد (به تاریخ 288 ﻫ.ق)، از اواخر سدة دوم هجری قمری، همزمان با رنگوبوی ایرانی گرفتن قدرت مرکزی عباسیان، ایرانیان بر تعهد جانانة خود با خوشنویسی، سمتوسیاقی تازه بخشیدند. هنرمند ایرانی خلاّق و جویای نوآوری، خط عربی را مأمن و محملی یافت برای پاسخ به عطش نوجویی از هنرمند پیشگام و طراز اولی چونان ابوعلیمحمدبنحسینبن مقله بیضاوی فارسی (متولد 272 ﻫ.ق در بغداد)، با وضع اقلام سته تا تراوش طراوت طبع ایرانی در ساحت شکستة نستعلیق و از کلک مرتضیقلیخان شاملو و سید شفیعا آنچه بر صحن خوشنویسی ایران گذشته، در مجال مجمل نمیگنجد و نیازمند مقالی است مفصل تا به تفکیک هر دوره و با شرح مختصات اجتماعی و معرفی نادرهکاران هر حوزه، تا حدودی از عهده برآمد؛ امید که حاصل آید. 

منبع : دو هفته نامه تندیس ، شماره 157