وقتي به مجسمهها و اصولاً، آرايههاي شهري جهان نگاهي مختصر مياندازيم، با پنج گروه مستقل مواجه ميشويم. نخستين گروه، سرديسهايي است كه از مشاهير سياسي، اجتماعي و فرهنگي ساخته شدهاند ، در غالب مواقع، شباهت ظاهري با پرتره سوژه را دنبال ميكنند. دومين گروه، كه از همه رايجتر است، بناهاي يادماني است كه حوادث، اتفاقات و رويدادهاي تاريخي و اجتماعي را يادآوري ميكنند. سومين گروه، آثار هنري شاخصي هستند كه هر چند بعضاً براي فضاي شهر طراحي و ساخته نشدهاند، اما به دلايلي مثل شهرت اثر يا هنرمند و جايگاه تاريخي و فرهنگي آن، در نقطهاي از مبلمان شهري تعبيه ميشود و بعد، اتمسفر پيرامونش به تناسب آن، تغيير كاربري ميدهد، و به همين سبب، در غالب مواقع، به نشانهاي شهري مبدل ميگردند. چهارمين گروه، آثاري است كه نخستين دوسالانه مجسمه شهري در پي ترويج و اشاعه آن است، آثاري كه ممكن است از نظر فرهنگي،ارزشي برابر با سومين گروه نداشته باشد، اما به دليل كاركرد تزئيني
ميتوانند در جهت تلطيف فضاي زندگاني، كاربردي بيش از ديگر مجسمههاي شهري داشته باشند. پنجمين گروه، ابنيه و سازههايي است كه، در ابتدا، با اهداف مجسمهسازانه تعريف نشدهاند، اما، بعد از مدتي، به دليل خصلتهاي نمادين، خود به يك آرايه شهري مبدل شدهاند. سازه ميدان آزادي در تهران نمونهاي در خور از اين نوع ابنيه است.
نخستين دوسالانه مجسمههاي فضاي شهري،با هدف بسط و گسترش و، البته، حمايت از اين سازهها(به طور اخص چهارمين گروه)، سعي دارد جريان مجسمهسازي معاصر را نسبت به طراحي فضاي شهري ترغيب كند و از ايدههاي پيشنهادي اين جمعيت، در جهت زيباسازي شهر تهران، بهره گيرد.
چهارشنبه 2 آبان،نگارخانه برگ، در فضاي جديد، ميزبان مراسم گشايش نخستين دوسالانه مجسمه هاي فضاي شهري بود. فضاي سبز اين نگارخانه، كه همخواني مناسبي با اين رويداد داشت.، برتفاوت مراسم افتتاحيه،با رويدادهاي مشابه، افزود، هر چند، به رسم معمول، چند سخنراني كوتاه از مسئولين و مدعوين، آن را مشابه هر مراسم افتتاحي مي نمود. در هر حال،به غير از عيان بودن چند مجسمه با ابعاد نسبتاً بزرگ در فضاي باز نگارخانه، باز شدن درب فضاي بسته و طراحي شده، مجموعه آثار راه يافته به اين دوسالانه به معرض ديد مخاطبان درآمد. به رغم اين كه شلوغي روز افتتاحيه اجازه نميدهد ارزيابي صحيحي از كليت آثار يك نمايشگاه به دست آورد، مجموعه راه يافته نشان از دوسالانهاي متفاوت از
مجسمهسازي است كه شايد بيش از همه بر فهم تفاوت كلي مجسمه از نوع شهرياش دارد. اين تفاوت را ميتواند در قياس با آثار پنجمين دوسالانه مجسمهسازي متوجه شد. در آن دوسالانه ويدئو آرت و ساير گرايشهاي هنري تعريف مجسمه را مخدوش ميكرد. اما با محدودتر شدن دامنه تعريف مجسمه شهري، در اين دوسالانه، ناگزير اين دسته از آثار به دو سالانه راه نيافتند آثار اين دو سالانه، در هر حال ، مجسمه هستند، هر چند ممكن است مجسمه شهري نباشند.
منبع : مجله تندیس شماره 150